خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
498
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
اعتراف مىكنند . يا آنكه : اين حكم را همه قبول دارند و . . . اگرچه حقيقت حق ، امرى ذاتى است ، اما شهرت مشهور ، امرى عرضى است . و اين شهرت ، برحسب مناسبت مادهء مشهور با اذهان مردم است كه هرگاه به آسانى آن را ادراك نموده و با آن الفت گيرند ، آن را قبول نموده و پسنديده و محمود مىشمرند . و وقتى اين معنى عام باشد ، قضيه ، ذايع و شايع و مشهور مىشود . اسبابى كه مقتضى شهرتآرا و مناسبت مادهء مشهور با اذهان مردم است ، بسيار است و در بيشتر احوال ، مردم از آنها غافل بوده و به اين اعتبار مشهورات را در شمار مبادى غيراكتسابى مىدانند ، زيرا اگر حكمى با ملاحظهء سببش باشد ، مكتسب خواهد بود . بعضى از اسباب مناسبت عبارتاند از : الف - يكى از اين اسباب اين است كه اجزاى قضيهء مشهور به آسانى تصور شده و اين امر مقتضى آن است كه به آسانى نيز از سوى نفس ، مورد پذيرش و انجذاب واقع شوند . زيرا اگر امرى به سختى تصور شود ، سختى تصور مقتضى سختى تصديق به آن امر خواهد بود و همين ، مانع از شهرت مىشود . ازاينرو اگر حكمى كه مشهور است ، به عبارتى پيچيده و مشكل بيان شود بهگونهاى كه طبع از آن تنفر داشته باشد ، ديگر مشهور نمىشود . همچنين كلياتى كه عقل مجرد بدون معاونت و كمك خيال آنها را ادراك مىكند ، از جزئياتى كه با كمك خيال و حس درك مىشوند ، دور تر از شهرتاند ، زيرا در آن كليات ، ذهن نمىتواند امثال آنها را استحضار كند . و نيز بدين سبب است كه كسانىكه به قول آنها اطمينان وجود دارد ، كسانىكه محبوبند ، كسانىكه بزرگ شمرده مىشوند ، كسانىكه بيانى واضح و نيكو دارند ، كسانى كه سخنشان به گوش جان مستمع و با رضايت وى ادا مىشود ، به خاطر موقعيت خوبى كه دارند ، سخنانشان در معرض تسليم و قبول است . و سخنان آنها ، از مقابلات آن سخنان آسانتر پذيرفته مىشود . اما اگر همين افراد نامبرده ، موقعيت خود را از دست دهند ، ممكن است ديگر سخنانشان اينگونه مورد قبول واقع نشود . ب - يكى ديگر از اسباب مناسبت اين است كه قضيه برحسب ظاهر مشتمل بر صدق باشد ، زيرا اگر جمهور مردم به آسانى بر كذب قضيهاى آگاه شوند ، اين امر مقتضى نفرت است ، بنابراين كذب قضيهء مشهور بايد مخفى باشد تا به شهرتش لطمهاى وارد نيايد .